چقدر در تاریکی بالا میرویم
جهت نمایش قیمت و خرید، سایز محصول خود را انتخاب کنید
محصولات مشابه
رمان «چقدر در تاریکی بالا میرویم» اثر سکویا ناگاماتسو، که در ژانویهی 2022 توسط ویلیام مورو در آمریکا و بلومزبری در بریتانیا منتشر شد، یکی از جاهطلبانهترین و در عین حال لطیفترین آثار علمیـتخیلی ادبی سالهای اخیر است. این کتاب با ساختاری اپیزودیک اما همبسته، آیندهی نزدیکی را ترسیم میکند که در آن ویروسی باستانی، برخاسته از دل یخهای در حال ذوب سیبری، جهان را وارد دورهای تازه از سوگ، دگرگونی و بازنگری اجتماعی میکند. ناگاماتسو بهجای روایت خطی و متکی بر یک قهرمان، طیفی از صداها و زندگیهای پراکنده اما درهمتنیده را کنار هم مینشاند تا نشان دهد چگونه انسانیت در میانهی فاجعه خود را از خلال روابط، یادها و میل به معنا ادامه میدهد. نویسنده با انتخاب ساختاری موزاییکی، جهانی را پیش چشم خواننده قرار میدهد که هم آشناست و هم بیگانه: جهانی که فناوریهای نوین، معماری مناسکی، فضاهای سوگواری و حتی تجربیات زیستی در آن بازتعریف شدهاند. در این میان با شخصیتهایی روبهرو میشویم که هر یک حامل قطعهای از یک تراژدی جمعیاند-مادری که در سوگ است، کارمند پارکی که با بیماری لاعلاج دستوپنجه نرم میکند، دانشمندی که اخلاق، علم و درمان را در آزمایشگاه خود از نو میسنجد، و حتی موجوداتی که مرز میان انسان و حیوان را درهم میشکنند. ناگاماتسو این صداها را نه برای نمایش تنوع، بلکه برای نشان دادن یک حقیقت بنیادین کنار هم قرار میدهد: اینکه در دل تاریکی، روایتهای فردی همچنان پیوندهای پنهان و پایداری با یکدیگر دارند. مضمون اصلی رمان، تابآوری انسان در برابر نیروهای ویرانگر زمان است. جهان آینده، با اینکه درگیر طاعون تازه و پیامدهای اقلیمی است، همچنان پر از تلاشهای کوچک و بزرگ برای بقا، مراقبت و بازسازی معناست. ناگاماتسو نشان میدهد که تابآوری چیزی بیش از ایستادگی فیزیکی است؛ نوعی بازآفرینی مداوم خود در برابر واقعیتی متغیر است. در کنار آن، غم و سوگواری بهعنوان نیرویی شکلدهنده مطرح میشوند-نه صرفا تجربهای دردناک، بلکه فرایندی که جوامع را به خلق آیینها، فناوریها و فضاهای جدید وامیدارد. نگاه نویسنده به سوگ، هم فلسفی است و هم انسانی: مرگ بخشی از زیست است، اما درک ما از مرگ و میر، جوهرهی نوآوری فرهنگی و احساسی را شکل میدهد. ساختار چندصدایی رمان نشان میدهد که زندگیها- حتا وقتی شکسته -بر یکدیگر اثر میگذارند. اپیزودها شاید در زمان و مکان از هم دور باشند، اما رگهای زیرین روایت آنها را به هم پیوند میدهد و تصویر بزرگتری از بشریت در حال گذار میسازد. این رویکرد، در کنار نثر حساس و تصویری ناگاماتسو، به کتاب کیفیتی شاعرانه میبخشد که گاهی به مرز مراقبه و فلسفه نزدیک میشود. البته این سبک روایی برای همهی خوانندگان یکسان عمل نمیکند. کسانی که به روایت خطی و جمعبندیهای مشخص خو گرفتهاند، ممکن است ساختار تکهتکهی کتاب را چالشی بدانند. برخی خطوط داستانی به عمد پایان باز دارند و جهانـسازی گستردهی نویسنده گاه بیشتر به حسوحال تکیه میکند تا طرح داستانی. اما برای خوانندگانی که به ادبیات گمانهزن، ساختارهای موزاییکی و رمانهایی که از خلال فرم دربارهی معنا سخن میگویند علاقه دارند، این ویژگیها نه نقص، بلکه بخشی از جذابیت اثر است. «چقدر در تاریکی بالا میرویم» رمانی است دربارهی آینده، اما در نهایت دربارهی انسان است-انسانی که در مواجهه با مرگ، فقدان و تغییر، همچنان قادر است پیوند بسازد، یاد نگه دارد و راهی بهسوی روشنایی بیابد، حتی اگر مسیرش از دل تاریکی بگذرد.
دیدگاه ها













